![]() |
3 حماقت ها و کثافتکاریهای رضا فاضلی در مخالفت با اسلام 4 |
![]() |
قرآن مجید در مدت بیست و سه سال بر حسب موقعیتها و حوادث و پیشامدهاى مختلف نازل شده است. قرآن یک کتاب خشک قانونى و یا یک کتاب کلاسیک نیست که قوانین و مسائل علمى را به طور دستهبندى شده بیان نماید. قرآن کتاب ارشاد و تبلیغ و هدایت است و هدف آن این است که حقایق زندگى انسانى و دستورات لازم براى رسیدن به کمال انسانى را بیان کند و از راه نفوذ در روحها و افکار مردم و موضع قوانین اجتماعى صحیح، جامعهاى به وجود آورد که کمال مادّى و معنوى را دارا باشد. براى تأمین چنین هدفى، قرآن مجید درباره تمام موضوعات مورد لزوم سخن گفته است. قرآن تدریجاً و در حوادث مختلف و براى پاسخگویى به نیازهاى گوناگون در طول 23 سال نازل شده است. امّا در مورد تکرار:
در سوره الرحمن نعمتهاى بزرگى بیان مىشود که در زندگى جهان دیگر براى انسان فراهم شده است، خداوند در خلال شمردن این نعمتها که به منظور تحریک عواطف بشر است، آیه «فَبِاَىَّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ» را تکرار مىکند و از این راه در خلال شمردن این نعمتها حسّ حق شناسى انسان را بیدار مىکند و او را به خضوع در برابر حقیقت وامىدارد و وجدان و عواطفش را تحریک مىکند.
در قرآن به دو نوع تکرار بر مىخوریم:
1- تکرار پارهاى از تاریخها.
2- تکرار پارهاى از آیاتى که بیان کننده «واقعیّت خاصّى» است.
در مورد داستانهاى تاریخى باید توجه کنید که هدف اساسى قرآن از ذکر تاریخ گذشتگان، توجه دادن مردم به قوانین مسلم زندگى است که بر زندگى انسانهاى پیشین حکومت داشته است.
قرآن مىخواهد مردم را با این قوانین آشنا کند و آنها را توجه دهد که علل ترقّى و پیشرفت و یا انحطاط جوامع و ملل گذشته چه بوده است؟ خوددارى آنها از قبول دعوت پیامبران چه نتایج خطرناکى به بار آورده و رواج ظلم و ستم با آنها چه کرده و کدام عامل بود که آنها را به انقراض و سقوط کشانید و بالاخره نقاط ضعف و قوّتشان چه بوده است؟
قرآن در داستانها مردم را به این قوانین و حقایق متوجه ساخته و همچنین عاقبت نافرمانى افراد گردنکش و جبّار را نشان داده است.
همین حقیقت ایجاب نموده که قرآن سرگذشت جوامع گذشته را زیر و رو کند و جنبههاى مختلف آن را نشان دهد. بنابراین، اگر قرآن در موارد مختلفى مثلا از «بنىاسرائیل» و یا «آفرینش آدم» سخن مىگوید، در هر مورد به فراز خاصّى از این موضوع اشاره مىکند و مىخواهد در هر مورد، مردم را به نکته خاصّى توجه دهد که در مورد دیگر به آنان توجه نداده است.
این حقیقتى است که با دقت در داستانهاى قرآن به دست مىآید.
در موارد دیگرى که پارهاى از آیات قرآن تکرار شده، مثلا تکرار آیه شریفه «فَبِاَىَّ آلاَءِ رَبَّکُمَا تُکَذِّبَانِ» در «سوره الرّحمن» باید توجه داشت این تکرارى براى نتیجهگیرى از تأثیر خاصّ روانى در روحیه خوانندگان و شنوندگان قرآن است. خدا وقتى براى بیدار ساختن روح و فکر یک جمعیت سخن مىگوید گاهى بر روى موضوعاتى که جنبه روانى و عاطفى خاصى دارد تکیه مىکند و آن را تکرار مىنماید. مثلا در همین سوره «الرّحمن» خداوند در مقام شمردن نعمتهاى مهمى است که در آفرینش انسان و تشکیل جامعه و تمدّن انسانى و ادامه آن، نقش اساسى دارد؛ و همچنین در این سوره نعمتهاى بزرگى بیان مىشود که در زندگى جهان دیگر براى انسان فراهم شده است، خداوند در خلال شمردن این نعمتها که به منظور تحریک عواطف بشر است، آیه «فَبِاَىَّ آلاَءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ» را تکرار مىکند و از این راه در خلال شمردن این نعمتها حسّ حق شناسى انسان را بیدار مىکند و او را به خضوع در برابر حقیقت وامىدارد و وجدان و عواطفش را تحریک مىکند. بنابراین، این نوع تکرار هم در جاى خود از نظر ارشاد و هدایت لازم است و مخلّ به فصاحت و بلاغت قرآن نیست، بلکه از محسّنات کلام نیز به شمار مىرود؛ زیرا موجب تأکید و تأثیر بیشتر مىگردد.
این قبیل تکرار در ادبیّات فارسى و عربى فراوان است و شواهد بسیارى از قصاید عرب در دست است که مشتمل بر تکرار یک «بیت» و یا یک «مصراع» و یا یک «جمله» مىباشد.
از جمله در قصیدهاى که «عدَّىّ بن ربیعه» دایى «إمْرء القِیس» در مرثیه برادرش «کُلیبْ» سروده است، جمله «عَلى أنْ لَیْسَ عِدْلا مِنْ کَلیبْ» بیست مرتبه تکرار شده است. در اشعار ادباى بزرگ فارسى زبان نیز نمونههاى زیادى دارد.
"آیة الله مکارم شیرازی"
¤ نویسنده: آنتی دیوانه
|
کشفی مهم در مورد داستان حضرت موسی مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟)
این منطقه همانجایی است که حضرت موسی (ع) و پیروانش بعد از گذشتن از دریای سرخ و نجات از دست فرعون و همراهانش , محل سکونت او و یارانش شد . امروزه مردمان سایر کشورها با مذاهب مختلف از قبیل مسلمان و مسیحی و یهودی به این مکان می ایند تا یادگار ان دوران را بچشم ببینند . مکانی که هنوز هم میتوان خشم الهی را در انجا احساس کرد . ستونی که یاران حضرت موسی (ع) به دستور او ساختند (این ستون را امروز با نام کلومن یا یادگار موسی کلیم میشناسند )
تا یادگار عذاب و رحمت الهی - برای نسل امروز باشد – شاید همین احساس باعث شد تا " رونی وایت " از خود بپرسد ایا براستی عذابی در کار بوده است؟! در اطراف او یک ستون و خرابه های باقی مانده از روزگاران بسیار دور قرار داشت – و روبروی او دریای قرار گرفته بود با نام دریای سرخ ... ایا این دریا از وسط به دو نیم شده بود تا یکی از عزیزترین بندگان خدا به همراه یارانش از میانش بگذرند!! و سپس فرعون و لشکریان با یکی از وحشتناکترین عذابهای پروردگار روبرو شوند.؟!! ( و اترک الــبحر رهوا" انهم جند مغرقون و دریا را به ارامی ترک کن انها لشکری هستند که غرق خواهند شد . 25 / دخان) همین سئوال باعث شد تا یکی از سخترین و پیچیدترین عملیات باستان شناسی توسط " رونی وایت " و یارانش اغاز شود . ادامه مطلب... |
¤ نویسنده: آنتی دیوانه
یکی از اشکالات احمقانه ای که رضا فاضلی داره اینه که فکر میکنه قرآن گفته زمین کروی شکل نیست و صاف است حالا براتون ثابت میکنم نه تنها اینطور نیست بلکه خلاف قضیه است .
توی یکی از ایه های قران خداوند فرمودند(خداوند از حرکت خورشید و ماه خبر داده است )در اینجا فقط گفته شده خورشید و ماه در حرکتند اگه زمین هم از نظر قران در حرکت بود خدا هم می دونست و می گفت حالا که نگفته یعنی از نظر خدا زمین حرکت نمی کنه و وقتی حرکت نمی کنه یعنی کروری هم نیست اخه یکی نیست به این ادم احمق بگه اول کل قران رو بخون بعد بیا و اظهار نظر کن حالا من یه چیز جالبتر از قران دارم که کروی بودن کره ی زمین رو ثابت می کنه (سوره ی زمر ایه ?)(روز را بر شب و شب را بر روز پیچاندیم )حالا این یعنی چی ؟این پیچیدن مثل پیچیدن امامه هست یعنی هر کدوم اون یک رو می پوشانند حالا این ایه اطلاعات دقیقی از شکل جهان به ما می ده این پدیده (پوشیده شدن شب و روز توسط همدیگر )زمانی رخ می دهد که زمین در حرکت باشه و اگه زمین در حرکت باشه باید کروی هم باشه چون علم اینو می گه فکر کنم تا اینجا متوجه دروغ این احمق شده باشید و درسی باشه برای اینکه دیگه حرفاشو براحتی قبول نکنید و تا اونجایی که راه داره تحقیق کنید راستی این مطلب ???? سال پیش در قران اورده شده اون موقع مردم فکر می کردن زمین مسطح و کروی نیست
¤ نویسنده: آنتی دیوانه
بشر آفریده شده تا به کمال برسد، و چون به تنهایی و با تکیه بر عقل خود نمی تواند راه سعادت را تشخیص دهد و نیاز مند پیام و راهنمایی الهی است، خداوند پیامبران را به عنوان راهنمای راه سعادت برانگیخت. در این را ادیان الهی از ادیان غیر الهی جدا می شود و اصولاً در قدم اول ضرورت آمدن پیامبران از طرف خداوند ثابت می شود که طبعاً ادیان غیر الهی مانند بودا و هندو (اگر غیر الهی باشند) جدا می شوند. اما در مورد ادیان الهی که بحث اصلی و بلکه تمام بحث این نوشتار است، انسان در تعلیمات انبیا مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اوّل تا آخرین کلاس بالا برند. از این رو بشر در هر دوره ای طبق مقتضیات زمان و پیشرفتی که پیدا می کرد، نیازمند پیام نو و پیام آور نو بوده است که بدین لحاظ ظهور پیامبران، تجدید دائمی شرایع نزول کتاب های آسمانی انجام می گرفت. با تکامل انسان، دین هم متکامل می شد، تا این که بشریت به حدی رسید که بتواند برنامه کامل سعادت را دریافت نماید. در این زمان که دورة خاتمیت است، توسط حضرت محمد(ص) که آخرین پیامبر الهی است، دین اسلام به صورت کامل عرضه شد و با آمدن اسلام همة ادیان گذشته منسوخ گردید و همة بشر مکلف شدند از اسلام پیروی نمایند.[1] پس از آن جا که اسلام آخرین دین آسمانی و کامل ترین ادیان است و با آمدن این دین، ادیان قبلی نسخ شده است، (زیرا با وجود کامل، نیازی به ناقص نمی باشد)[2]و تنها دین حق، اسلام است. |
¤ نویسنده: آنتی دیوانه
.

¤ نویسنده: آنتی دیوانه